يادداشت سردبير٬ شماره ۱۷
مه 13, 2007
سياوش دانشور
اول مه و اتحاد کارگرىاول مه امسال متفاوت بود. متفاوت نه در کميت مراسمها و تعداد شرکت کنندگان بلکه در اتحادى که صفوف فعالين کارگرى و توده کارگران خودنمائى ميکرد. اول مه ايران سال ۸۶ به رسانه هاى اصلى دنيا از جمله سى ان ان راه پيدا کرد. تظاهرات و مارش کارگران در کنار تظاهرات کارگران ترکيه و توحش پليس ترکيه در مقابل چشم صدها ميليون قرار گرفت. در ميدان تقسيم ترکيه کارگران با قدرت شروع کردند و با مشت آهنين پليس و نيروهاى ضد شورش روبرو شدند. ترکيه از اين نظر کارنامه قديمى دارد٬ اما کارگران ترکيه مرعوب نشدند و امسال قويتر از سالهاى پيش بميدان آمدند.
در ايران چند روز زودتر به استقبال اول مه رفتند. اجتماع هزاران نفره آبشار خور که از هر گوشه فعالين کارگرى و دوستداران جنبش کارگرى خود را رسانده بودند٬ حاکى از آمادگى از پيشى کارگران در اول مه امسال بود. در تهران طبق معمول خانه کارگر و شوراهاى اسلامى کار خواستند معرکه راه بياندازند. نشد! مثل سال قبل که رفسنجانى را نگذاشتند در استاديوم شيرودى ظاهر شود و «کنفرانس برلين» در ذهن خيلى ها تداعى شد٬ امسال نيز همان تجارب بکار گرفته شد. محجوب هو شد٬ کارگران با روساى خانه کارگر و شوراى اسلامى کار٬ يعنى نهادهاى برگزار کننده و نور چشمى جناحهاى حکومت٬ درگير شدند. نيروى انتظامى بسرعت مراسم استاديوم شيرودى را مختومه کرد. صداى اعتراض از همان لحظات اول بلند شد. اما بيرون استاديوم مارش کارگران شروع شد. پليس و نيروى انتظامى حکومت اسلامى مانند اسلافشان در ترکيه به کارگران يورش بردند. تعدادى کارگر و دانشجو و شرکت کننده دستگير شدند. کارگران شعار ميدادند؛ «کارگر دانشجو اتحاد اتحاد»٬ «نيروى انتظامى خجالت خجالت»٬ «کارگر ميميرد٬ ذلت نميپذيرد»! از شعارهاى کليدى و مهم مراسم روز کارگر از جمله؛ «کارگران جهان متحد شويد»٬ و «ما انرژى هسته اى نميخواهيم» بود. اين پاسخ يکجائى به رژيم اسلامى و خانه کارگر و ناسيوناليسم و ميليتاريسم بود. در سنندج به مراسم کارگران يورش بردند و وحشيانه به جان کارگران افتادند و تعدادى را زخمى و دستگير کردند. در ديگر نقاط ايران مانند مريوان و سقز و اصفهان و جنوب و کرمانشاه و غيره وضع کمابيش همين بود. مراسمهاى متعددى لغو شدند و روحيه عمومى به برگزارى مراسمها در سالنهاى دربسته نبود. در بيشتر موارد درگيرى با پليس و نيروى سرکوب پيش آمد. همه جا تلاش کردند کارگران را متفرق و سرکوب کنند٬ اما نهايتا و عليرغم تمام توحش اسلامى سرمايه داران نتوانستند. اعتراض ضد سرمايه دارى و تنفر از سرمايه دار و حکومت حامى آن و عطش برابرى موج ميزد. کارگران ايران در اول مه امسال٬ کل جامعه و جنبش اعتراضى آزاديخواهانه را در ارتفاع بلندترى قرار دادند. اول مه امسال نويد سوسياليسم کارگران به همه جا مخابره شد.
اول مه امسال مسير را تا پايان سال ترسيم کرده است. حلقه اصلى و کليدى اول مه امسال اتحاد کارگرى بود. اين حقيقت که قدرت طبقه کارگر در تشکل و اتحاد اوست٬ عليرغم ممنوعيت تشکل و اجتماع و سرکوب ممتد٬ در اول مه امسال رخ نشان داد. همه جا در قطعنامه ها حرفها تقريبا مشترک بود٬ همه جا اعتراض به دستگيرى فعالين کارگرى و ازجمله محمود صالحى مطرح بود٬ همه جا براى حقوق بيشتر و عليه مصوبه ارتجاعى وزارت کار اعتراض بلند بود٬ همه جا عليه تبعيض و نابرابرى سخن گفته شد٬ همه جا عليه فاشيسم ضد افغان و هم سرنوشتى طبقاتى و انترناسيوناليسم کارگرى بحث بود٬ همه جا عليه کار کودکان و کار قراردادى فريادها بلند بود٬ همه جا سخن از حقوق انسانى کارگر و کل جامعه بود. اول مه امسال در قلعه ارتجاع و در محاصره سرنيزه و باتوم و گاز اشک آور و فلفل و چاقوکشان رژيم برگزار شد. اول مه امسال کارگر به جامعه نشان داد که زلزله بزرگى در راه است. فقر و فاقه و بيحرمتى و بيحقوقى و تبعيض را تنها حول اتحاد با جنبش کارگرى و با پرچم آزادى و رهائى جامعه ميتوان نابود کرد. اول مه ايران در سال ۸۶ بارقه عروج غولى است که تاکنون پراکنده تلاش و مبارزه کرده است و ظرفيت اين را دارد که متشکل و زير پرچم سوسياليستى بميدان بيايد و اکثريت جامعه را حول پرچم خود بسيج کند. اول مه امسال بر اتحاد و همبستگى طبقاتى تاکيد کرد. اول مه امسال بر ضروت اشکال متعدد سازماندهى کارگرى و نيروى کل طبقه تاکيد کرد. بايد به سرعت سنگرهاى مختلف طبقه کارگر را تحکيم کرد و سازماندهى و رهبرى جامعه را در دستور قرار داد. دوران فقر و فلاکت همگانى بايد پايان يابد و اول مه امسال نقطه شروعى براى اينکار بود. دست سازماندهندگان و شرکت کنندگان اول مه درد نکند. زنده باد اول مه سرخ ۸۶! زنده باد اتحاد کارگرى! *