گزارش کاميار آزادمهر٬ تهران

مه 13, 2007

شب قبل از سه شنبه با یک گروه کارگری که از طریق وبلاگم با آن ها ارتباط بر قرار کرده بودم قرار گذاشتم و با چند تن از فعالین دانشجویی به همراه این گروه کارگری به استقبال روز جهانی کارگر رفتیم. درون مینی بوسی که راننده کارخانه آورده بود برای اولین بار اعضای این گروه کارگری را از نزدیک دیدم. حدود ۸ نفر می شدند که همه بازنشسته شده بودند و به خاطر وضع بد اقتصادی مجبور بودند به صورت کار قراردادی و به قول یک از آن ها بردگی قرار دادی دوران بازنشستگی خود را سپری کنند. در بین آن ها یک افسر بازنشسته نیروی هوایی بود که با حقوق ۱۵۰ هزار تومان برای کارخانه کار می کرد و از سایرین بیشتر جویای اوضاع کارگران بود.وقتی برای آن ها تعریف کردم که در کشور های دیگر روز کارگر را جشن می گیرند اظهار کردند که رییس کارخانه گفته هر کس امروز به سر کار خود نیاید اخراج می شود. برای همین تنها همین یک عده که اکثرآ هم روز مزد بودند سر کار نرفتند. از آن ها در مورد شرایط کاریشان سوال می کنم. می گفتند برای رساندن یک نامه ساده به دست رییس کارخانه ۳ ماه است که معطلند زیرا ایشان حاضر نیست یک لحظه هم نماینده کارگران را به حضور همایونی خویش بپذیر! کوچکترین اعتراضی در کارخانه منجر به اخراج فرد ناراضی می شود زیرا قانون کار قراردادی برای همین امر ساخته شده است. این بحث تا رسیدن ما به جلوی خانه کارگر ادامه داشت. وقتی به خیابان ابوریحان رسیدیم با جمعیت انبوهی از کارگران که جلوی درب خانه کارگر تجمع کرده بودند برخورد کردیم. که با سر دادن شعارهای «کارگر دانشجو اتحاد اتحاد»٬ » وزیر بی لیاقت استعفا استعفا»٬ «مرگ بر حامی سرمایه دار و … جو را رادیکال کرده بودند. پس از یک سخنرانی کوتاه جمعیت توسط اتوبوس ها و مینی بوسهای خود به سمت ورزشگاه شیرودی حرکت کردند. در این بین حضور کارگران شرکت مینو به چشم می خورد.ما نیز به دنبال جمعیت به سمت ورزشگاه شیرودی حرکت کردیم و در بین راه بحث مفصلی در مورد متحد کردن کارگران و پیوستن آن ها به جمع معلم ها و زنان در گرفت و تصمیم بر این شد که این جمع کارگری که ۲ نفر از آن ها نیز در شورای کارگری کارخانه شان بوده اند٬ شورای کارگری را بی اعتبار خوانده و خود دست به تشکیل یک شورا با انتخاب آزاد بین کارگران بزنند و ما نیز به آن ها در این امر کمک کنیم. همچنین در مورد سیاست های خانه کارگر بحث شد و این که این تشکل جاسوسان حکومتی است و با پراکنده کردن کارگران از اتحاد آن ها به شکل جدی جلوگیری می کنند. وقتی به خیابان ورزشگاه شیرودی رسیدیم که عده ای از جمعیت محل را ترک می کردند و اظهار می داشتند که میتینگ تمام شده است اما ما راه خود را پیاده به سمت ورزشگاه ادامه دادیم تا به جلوی ورزشگاه رسیدیم. در آن جا جمعیت کارگران در وسط خیابان گرد هم آمده بودند و پلیس ضد شورش از هر طرف آن ها را محاصره کرده بود. حضور دانشجوها در میان جمعیت معترض کاملآ مشهود بود و در واقع دانشجویان به تجمع جهت می دادند و شعار ها را به پیش می بردند. ما نیز به درون تجمع وارد شدیم و اعلامیه ها و شعار های فراکسیون را پخش کردیم و در همین هنگام بود که پلیس ضد شورش جمعیت را از دو طرف قیچی کرد و با باتوم به ضرب و شتم مردم پرداخت. افراد مسن به شدت زیر فشار جمعیت قرار می گرفتند و چند کارگر و دانشجو توسط مزدوران حکومت دستگیر شدند. یکی از دوستان کارگر ما نیز در این بین گم شد که به احتمال زیاد توسط پلیس دستگیر شده است. یکی از زنان کارگر فریاد می زد؛ «نگذارید کارگران را بگیرند» و جمعیت با فریاد «حکومت زور نمی خوایم پلیس مزدور نمی خوایم»٬ » مرگ بر حامی سرمایه دار»٬ » ای مردم آزاده حمایت حمایت» به مقابله با عوامل فشار و سرکوب پر داختند. تعداد پلیس های ضد شورش به دو برابر جمعیت معترض می رسید و امکان هر گونه مقاومت را از کارگران سلب می کرد. نیروهای سرکوب گر حتی به حاضرین کنار خیابان هم رحم نمی کردند و به زور چوب و چماق کارگران را متفرق کردند. اما جمعیت پس از متفرق شدن در کنار خیابان می ایستاد و حاضر به ترک محل نبود و شعارها ادام داشت؛ مرگ بر این زندگی … این همه شرمندگی!٬ مرگ بر حامی سرمایه دار!٬ حکومت زور نمی خوایم پلیس مزدور نمیخوایم!٬ ای مردم آزاده … حمایت … حمایت!٬ آزادی٬ برابری … حکومت کارگری! 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.